(: خ :)

عشق من... هنر

جمعه 15 خرداد 1394 12:24 ب.ظ

نویسنده : دنا کوچ

من لئوناردو داوینچی را دوست دارم. لبخند مونالیزا مرا به یاد صلحی می اندازد که در لبخند او پنهان شده است. این مرا مجذوب داوینچی می کند. هر تفکر هنرمندانه اش و هر عمل خردمندانه اش برای من مایه ی مباهات است که چنین انسانی وجود داشته است. مونالیزا بانوی آرام و مشهور تابلوی داوینچی است.

جک اسپارو را دوست دارم. نه چون دزد دریایی بود. چون مردی وجود داشت که با وجود رنج هایی که بدنش را بار ها با جوهر سرخ و سیاه دریده بود  در فکر خلق شخصیتی آرامش بخش . جاودانه جون کاپیتان جک بود. من جک را دوست دارم چون او در اوج دیوانگی همواره میجنگید و حقیقت را می دید با اینکه افراد سالم اطرافش کوچکترین دیدگاهی درباره ی وقایع نداشتند. از نویسنده ی این شخصیت سپاسگزارم. مرز نبوغ و دیوانگی یک خط نامفهوم است. او مرد قدرتمند من است.

هانس کریستین اندرسن را دوست دارم. او زشت زیبا،  رویا ساز دوران ناامیدی های کودکی من است. وقتی که هیچ امیدی به داستان گفتن مادر نداری، میاید و با زبان شیرینش، با هنر مملو از محبتش دستی بر روی روح لطیف تر از پوستت می کشد و به تو برای داشتن رویا های آرامش بخش و ایده های نو یاری میدهد. او در داستان های زیبایش قهرمانان واقعی را می سازد. آن هایی که چیز زیادی برای خود نمایی مادی ندارند اما روحشان همیشه برنده و پیروز است. آن کسی که تخیلش برای من طراوت بخش است. او مرد رویاهای من است.


خدا را شکر !! خوبی این هنرمندان این است، که هیچ وقت نمی میرند. یادشان همیشه در دل من زنده است و برای همیشه می توانم از وجودشان لذت ببرم... .



خدایا این دسته از انسان ها را در زندگیمان بیشتر کن. 

سپاسگزارم.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 15 خرداد 1394 12:56 ب.ظ

زیبایی یعنی چه؟

پنجشنبه 14 خرداد 1394 04:00 ب.ظ

نویسنده : دنا کوچ

زیبایی یعنی چه؟

چند سال پیش این موضوع ذهن منو مشغول به خودش کرد. برای همین شروع به تحقیق راجبش کردم.

و نتایجم به این شکل بود...

زیبایی یک مفهوم کلیه که از دید هر انسانی میتونه با درجات بالایی فرق کنه. 

اگه در عمق اون بریم میبینم دلیلی نداره که یک بچه که در جنگل بین میمون ها بزرگ شده خم شدگی شانه ها رو زشت و زننده بدونه چون یکی از نکات زیبایی اینه که، ذهن تصاویر خاطره انگیز خوب و یا اونهایی که بخاطر تکرار براش عادی اند رو میتونه زیبا معنی کنه.

ممکنه اون چیز رو زیاد دیده باشه و یا درباره ی اون خوبی های زیادی شنیده باشه تا ذهن با دیدنش احساس آرامش و آشنایی بیاره. زیبایی حتی با مرز های قومیت، ملیت و فرهنگ قابل تغییره.

اگه بخواید تارزان رو مثال بزنیم دلیل اینکه اون از دماغ پخ گوریلی پدرش احساس وحشت نمیکرده این بوده که با اون بزرگ شده. بهش عادت کرده و همون طور که من دوستی دارم که از مرد هایی با دماغ بزرگ خوشش میاد(طبق یه روند تحقیقی فهمیدم تمام مردهای اعضای خانوادش دماغ های تپلی دارن) این براش یک امر آشنا و عادی شده و دوست من هم از دوست پسر دماغ گندش راضیه!

بله ماجرای زیبایی خیلی جالب میتونه باشه. مثل فوق العاده زشت بودن خالکوبی برای بعضی آدم ها و فوق العاده محرک بودن اون برای بعضی های دیگه.

یک چیز مهم تر

فرض کنید، شما به جلوی آینه میرید و به خودتون لبخند میزنید و وقتی که دندان های سفیدتون در شیشه ی رو به رو میدرخشه  ممکنه حتی عاشق دندان های خودتون بشید.

اما یه لحظه صبر کنید!! آیا می دونید مردمانی در قاره ی آفریقا وجود دارن که دندان هاشون رو با مواد طبیعی شیمیایی سیاه می کنن تا زیبا بشن؟ من که اصلا از دندان های سیاه مجذوب نمیشم.


در گذشته بعد از خوندن این مطلب درباره ی علایق مردم قاره های جهان و !آفریقا! ابروهام رو هم چین خوردنو فکرم هم کمی خشکش زد. در اصل زیبایی کاملا مفهمومی اختصاصیی داره. فرهنگ، پیشینه ی مردم، افراد مشهور یک ملت، افراد تحقیر شده ی جامعه و یا قانون هایی که بزرگ تر ها و افراد مهم درباره ی زیبایی در ذهن ما شکل میدن که می تونه بر شدت مثبت و منفی مفهوم جمال در ابعاد مختلف اثر بزاره.


خوبه که بدونیم هر انسانی با هر ظاهری میتونه دارای زیبایی هایی باشه و یک جور زیبا به نظر بیاد. چون مهم اینه که فردچطور نگاه بکنه. این ما هستیم که انتخواب می کنیم چه چیزی رو زیبا و چه چیزی رو زشت ببینیم. با باور هایی که شکل داده شدن. 


همه ی قومیت ها رو با هر قیافه ای دوست دارم و میگم قبل از اینا به زیبایی وجود درونیتون فکر کنید چون اون همیشه مقیاس ثابتی خواهد داشت و اون پاک و خوب بودنه.      به عشق فکر کنید


مهم بودن خیلی خوبه اما از اون مهم تر خوب بودنه







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 خرداد 1394 08:44 ب.ظ

Text

پنجشنبه 14 خرداد 1394 03:42 ب.ظ

نویسنده : دنا کوچ



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

یه چیزایی فکر میکنم...

پنجشنبه 14 خرداد 1394 02:47 ب.ظ

نویسنده : دنا کوچ

ما در زمان حرکت می کنیم، به جلو میریم و با اون مکان رو هم تغییر میدیم. اگر حرکت رو متوقف کنیم آیا باعث توقف زمان هم میشیم؟ما در زمان حرکت می کنیم، به جلو میریم و با اون مکان رو هم تغییر میدیم. اگر حرکت رو متوقف کنیم آیا باعث توقف زمان هم میشیم؟

نمی دونم؟ 

یه سوال برام پیش اومد. ولی فکر میکنم اگه مکان رو مطلقا یکسان نگه داریم  ممکنه، شاید، زمان در اون لحظه ثابت بشه. مثل اینکه فضا زمان اطرافمون رو یکلحظه فیریز کرده باشیم. اما می دونید فکر کنم حتی زمانی که موفق به انجام این کار هم بشیم نمی تونیم بفهمیم آیا زمان ایستاده چه مدت بوده، و کی آغاز شده و کی به پایان رسیده. اصلا شاید مقیاسی نداشته باشیم تا این ایستادن موقتی رو اندازه بگیریم.

ایده! اگه جهان های در موازات ما به سرعتشون در کنار ما ادامه بدن اما ما ایستاده باشیم و بعد دوباره شروع به حرکت کنیم می تونیم با فاصله ی بعضی جیزها در دنیای اونا وخودمون متوجه بشیم آیا زمان ایستاده یا نه.

بچگانس! اصلا به دردی میخوره انجامش؟؟؟

راه فهمش اینه که باید روش تحقیق کنم ببینم مطالب علمی چی میگن. فیزیکدان ها حتما یه چیزایی فکر کردن و نتایجشون خیلی جالبه!!

کسی به فیزیکه فضا زمان علاقه مند هست؟؟...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 خرداد 1394 03:05 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic